کنترل کیفیت و انبارش

کنترل کیفیت در تمامی مراحل تولید از تامین مواد اولیه تا فرآوری نهایی جزء لاینفک سیستم تولید بوده و همواره با استفاده از برترین ابزار های دقیق روز تمامی مراحل بررسی و پس از اخذ تایید نهایی آماده ارسال و تحويل می گردد.

انبارش محصولات در پایادک بر اساس درخواست و تنوع سفارش، طبقه بندی شده و باعث شده تا خطاهای مرسوم در زمان پالت بندی و ارسال محصول به حداقل ممکن برسد. امکانات مستقر در اين واحد، قابلیت انبارداری مجزای محصولات مشتریان را نیز فراهم آورده تا ارسال محصول به مقصد پروژه بر اساس برنامه زمانبندی صورت گیرد.

تولید صنعتی

واحد تولید در جنوب تهران گردیده و تمامی مراحل تولید سوپردک در این مکان تحت نظر متخصصان و نیروهای ماهر، با تجربه و متعهد انجام می گیرد، فاز یک خط Forming هم اکنون با توان تولید روزانه بیش از ۱۰۰تن مشغول به فعاليت می باشد.

تحقیق و توسعه

دپارتمان تحقیقات و توسعه به عنوان قلب تپنده شرکت همواره از تمامی امکانات ارتباطی خود برای رصد تغییرات و پیشرفت های روز دنیا در صنعت ساختمان و علی الخصوص ساخت سقف های عرشه فولادي استفاده می کند تا ضمن بهره گیری از مدرن ترین تکنولوژی های روز دنیا در تولیدات خود و بومی سازی آن، همواره رضایت کامل مشتریان خود را همچون گنجینه ای حفظ نماید.

 

شرکت در نمایشگاه های بین المللی در داخل و خارج از کشور با هدف بروزرسانی طرح‌ها وبرنامه‌های توسعه شرکت و ارتباط با مصرف کنندگان ، شرکای تجاری و همکاران خود در داخل و خارج از کشور از اصلی ترین برنامه های دپارتمان تحقیقات و توسعه شرکت پایادک بوده و خواهد بود.

  • اجرای سقف کامپوزیت عرشه فولادی:

سقف کامپوزیت عرشه فولادی در مجموع شامل چهار نوع مصالح است که عبارتند از :

الف) ورق فولادی

ب) برشگیر

ج) آرماتور

د) بتن

در اینجا به اختصار به مشخصات آنها می‌پردازیم :
الف) ورق فولادی (Steel Sheet )
ورق فولادی شاخص‌ترین مصالح این نوع سقف می‌باشد که برای ساخت آن ورق فولادی گالوانیزه با ضخامت های ۰٫۸تا ۱٫۲ میلیمتر را به وسیله دستگاههای Roll Formingبه روش نورد سرد Cold Forming به حالت موجدار شکل‌دهی می‌کنند بصورتی که در مقطع ورق حاصله هر موج به شکل یک ذوزنقه دیده میشود. برای محاسبه مشخصات هندسی مقطع می‌بایست ضمن رعایت ضوابط موجود ارتفاع ذوزنقه‌ها (عمق‌کنگره) حداکثر ۷۵میلیمتر و همچنین عرض متوسط کنگره‌های پرشده با بتن نمی‌بایست کمتر از ۵۰‌میلیمترباشد .
این ورق ها می‌بایست در جان خود (قسمت شیبدار ورق) دارای فرورفتگیها و برجستگی‌هایی باشند تا درگیری Interlock بین فولاد و بتن را ایجاد نمایند .
در طی مراحل بارگیری حمل و دپوی این ورقها می‌بایست دقت لازم برای جلوگیری از تغییر شکل Deformation آنها صورت گیرد .
ب) برشگیر (Stud Shear Connector )
برشگیرها یا گل میخ‌های خاصی که در این نوع سقف استفاده میشود به جهت نوع مصالح و روش خاص اجرا ̦یکی دیگرازنقاط قوت این نوع سقف محسوب می شود. قطر این برشگیرها حداکثر ۲۰ میلیمتر و ارتفاع آنها بسته به شکل ورق فولادی متغیر می‌باشد و در نهایت حداقل ارتفاع گل‌میخ بعد از نصب که از بالای ورق ذوزنقه‌ای اندازه‌گیری می‌شود نباید کمتر از ۴۰میلیمتر باشد .
این گل میخ­ها به وسیله دستگاه جوش قوس الکتریکی خاصی که Stud Welder خوانده می­شود به بال تیرهای سازه‌ای جوش می‌شود. این فرایند جوشکاری می‌تواند هم به صورت مستقیم روی بال تیر سازه‌ای انجام گیرد Direct Attach Welding و هم از روی ورق فولادی انجام گیرد Through the Sheet Welding قبل از قرارگیری گل‌میخ یک حلقه سرامیکی در محل جوش قرار میگیرد تا از حوضچه مذاب ایجاد شده در لحظه ایجاد قوس الکتریکی محافظت نماید .

ج)آرماتور ( Reinforcement )
آرماتور بندی در چهار مورد زیر می بایست اجرا گردد :
1) مقاومت در برابر لنگر منفی در دهانه‌های ممتد و کنسو‌ل‌ها
2) بارهای متمرکز یا باز شوها
3) آرماتور حرارتی
4) مقاومت در برابر لنگر مثبت در صورتی که از عملکرد کششی ورق فولادی صرف‌نظر شود.

آرماتوربندی این سقف در صورتیکه با استفاده از میلگردهای آجدار مرسوم و موجود در بازار صورت گیرد تا حدودی وقت‌گیر (نسبت به سایر مراحل اجرای این نوع سقف) خواهد بود اما در صورت استفاده از مش­های آمادهFabric Reinforcement این مرحله از اجرای سقف نیز با سرعت قابل قبولی صورت خواهد پذیرفت البته این مش­های آماده می‌بایست مطابق با استانداردهای مربوط ساخته، حمل و نصب گردند .

د) بتن
مقاوت فشاری بتن مورد استفاده با توجه به اینکه از بتن سبک یا بتن معمولی استفاده شود می­تواند از ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلوگرم بر سانتیمتر مربع متغیر باشد، که با توجه به نوع بارگذاری و مشخصات دهانه تعیین خواهد شد .
در هنگام محاسبه مشخصات هندسی مقطع می‌بایست به جهت کنگره‌های ورق فولادی نسبت به تیر سازه‌ای موجود دقت نمود­.چرا که در صورت عمود بودن کنگره‌ها بر تیر­، از بتن موجود در زیر سطح فوقانی ورق ذوزنقه­ای باید صرف نظر نمود .
ضخامت دال بتنی در بالای کنگره ورق ذوزنقه‌ای نباید از ۵۰میلیمتر کمتر باشد.با توجه به این موضوع در صورت استفاده از ورق فولادی با ارتفاع حداکثر 75میلیمتر مجموع ضخامت سقف 125میلیمترخواهد بود .
یکی دیگر از راهکارهای سرعت بخشیدن به اجرای این سقف استفاده از بتن دارای فیبرهای پلیمری یا فولادی Fiber Reinforced concrete می‌باشد که با استفاده از آن می‌توان آرماتوربندی را در اکثر نقاط عرشه فولادی حذف نموده که البته تهیه، حمل و ریختن آن می­بایست با دقت خاص و بر اساس آیین نامه­های مربوطه باشد .

مراحل اجرا:

1 – از اسکلت آماده AsBuilt تهیه می شود و به صورت دقیق اندازه گیری می شود.

2 – ورق های خام ابتدا نورد شده و طبق اندازه های موجود برش خورده بسته بندی و ارسال می‌شود.

3 – به دلیل عملکرد مرکب این سقف در ارتباط با سازه‌های فولادی و همچنین اجزای تشکیل‌دهنده سقف اتصال این سقف با سازه به واسطه برشگیر صورت می‌پذیرد. در حال حاضر دو تکنولوژی برتر در ارتباط با نصب برشگیر وجود دارد.

3 – 1 – در این روش ورق ها با Shear Connectors (برش‌گیرهای) مخصوص و میخ و چاشنی به تیر آهن‌های فرعی و اصلی دوخته می‌شود.

3 – 2 – در این روش ورق های فرم داده شده توسط گل‌میخ (برش‌گیر با جوش القایی) توسط دستگاه مخصوص Stud Welding به تیر آهن های اصلی و فرعی ممدوج شده متصل می شود

4 – برای جلوگیری از ترک‌خوردگی و جمع‌شدگی بتن باید از مش حرارتی یا الیاف پروپیلن استفاده شود. شبکه آرماتور با کمترین سایز می‌توان به عنوان آرماتور مقاوم در برابر حریق نیز عمل کند.

5 – بتن‌ریزی در این مرحله با نظارت مهندسین، متمم روی پوشش ریخته می‌شود و توسط ماله پروانه‌ای جهت تسریع عملیات کف سازی عمل‌آوری می‌شود که طراحی استاندارد BS1 دارای حداقل مقاومت فشاری 28روزه، نمونه مکعبی 250کیلوگرم بر سانتیمتر مکعب باید باشد.

مراحل نصب:

نصب ورق‌های فولادی با سرعت بالایی انجام می‌گیرد چرا که کافی است پس از چیدن ورق‌ها و پوشش دهانه‌ها، به وسیله‌ی دستگاه‌های میخکوب مخصوص، ورق‌ها را در محل نشیمن روی تیرهای سازه‌ای ثابت کرد پس از این مرحله که می‌بایست به صورت همزمان یا بلافاصله بعد از چیدن ورق‌ها انجام گیرد، گل‌میخ‌ها نصب و سپس آرماتوربندی و در نهایت بتن‌ریزی انجام خواهد شد. همانطور که گفته شد مراحل اجرای این سقف یکی پس از دیگری با سرعت بالایی انجام می‌شود و با توجه به این موضوع که برای اجرای سقف کامپوزیت عرشه فولادی نیازی به شمع‌بندی نیست (تا دهانه ۳ متر) این امکان وجود دارد که چندین سقف به طور همزمان پس از نصب ورق‌ها، ثابت‌کردن آنها و نصب گل میخ‌ها و اجرای آرماتوربندی و بتن‌ریزی شوند، این امر موجب می‌گردد تا در ساختمان‌های بلند مرتبه که معمولاً عملیات نصب اسکلت با سرعت بیشتری صورت می‌گیرد دیگر با مشکل سرعت پایین اجرای سقف‌ها مواجه نباشیم. آنچه در اینجا لازم به ذکر است این است که در برخی از پروژه‌های ساختمانی، سازه براساس نوع سقف دیگری طراحی شده است، بنابراین تیرهای فرعی می‌بایست از نو و با توجه به مشخصات فنی سقف کامپوزیت عرشه فولادی طراحی شوند، این سقف به طور معمول تا دهانه ۳ متر بدون نیاز به شمع‌بندی قابلیت اجرا دارد بدین معنی که دهانه‌ای به طول ۶متر بدون نیاز به شمع و فقط با نصب یک تیر فرعی به وسیله این نوع سقف قابل اجرا خواهد بود. معمولاً برای دهانه‌های بیش از ۳متر از شمع‌‌بندی موقت Temporary Propping استفاده می‌شود که بسته به نیاز و شرایط از یک یا دو ردیف شمع استفاده خواهد شد.

مباحث فنی :
روش‌های طراحی :
اصولا دو روش کلی بای طراحی این نوع سقف وجود دارد
الف) ورق فولادی بعنوان قالب ماندگار (Permanet Shuttering )
ب) ورق فولادی بعنوان المان کششی ( Tensile Component )

روش سوم دیگری نیز وجود دارد؛ که طراحی براساس نتایج بدست آمده از یک سری آزمایش‌های استاندارد انجام می‌پذیرد که این امر مستلزم ساخت نمونه‌هایی با دقت بالا و سپس انجام آزمایش‌های مذکور با شویه و الگوریتم خاص خود و در نهایت گرفتن خروجی‌های قابل استفاده از آنهاست.
الف ) ورق فولادی بعنوان قالب ماندگار
در این روش طراحی، از قابلیت مقاومت کششی ورق فولادی در مقطع صرف‌نظر می‌کنند، به عبارت دیگر به ورق فولادی به عنوان یک قالب نگاه می‌کنند که می‌بایست قادر به تحمل بارهای زنده (ابزار و نفرات) موجود تا مرحله بتن‌ریزی همچنین وزن بتن خیس و خشک باشد که البته پس از گیرش بتن نیازی به دکفراژ ندارد و تا پایان عمر ساختمان باقی خواهد ماند. در این حالت در واقع از عملکرد Contribution سازه‌ای ورق فولادی چشم‌پوشی شده و سقف به عنوان یک دال بتنی مسلح در نظر گرفته می‌شود این نحوه طراحی، موجب می‌شود مقدار آرماتور محاسباتی مقطع بیشتر شود چرا که می‌بایست به جای ورق فولادی نیز در تحمل کشش مقطع شرکت نمایند. طراحان در این حالت، معمولاً این آرماتورهای کششی را درکف کنگره‌ها قرار داده و آنها را آرماتورهای طولی Longitudinal Reinforcement می‌نامند .
ب) ورق فولادی بعنوان المان کششی
در این روش ورق فولادی به عنوان اِلمان کششی مقطع در نظر گرفته می‌شود و مقطع حاصله بصورت مرکب Compositeعمل می‌کند در واقع در این حالت درگیری بتن و ورق فولادی به اندازه‌ای کافی است که در حین مقاومت در برابر لنگرها و برش‌های موجود با یکدیگر عمل کرده و دچار لغزش نسبت به هم نمی‌شوند.
طراحی با استفاده از این فرضیات اقتصادی‌ترین حالت این سقف را به دست می‌دهد چرا که موجب کاهش آرماتور محاسباتی مقطع خواهد شد.
هر چند در نظر گرفتن درستی این فرضیات منوط به داشتن اطلاعات دقیق از مشخصات هندسی ورق و رفتار مشترک Interaction بتن و ورق فولادی می‌باشد.

در محاسبات مربوط به عرشه فولادی موارد ذیل مد نظر قرار بگیرد:

– با توجه به بحث ممان اینرسی، حجم بتون مصرفی و وزن سقف اقتصادی‌ترین حالت برش و خم ورق تعیین می‌گردد. عرشه به عنوان فولاد در مقطع بتن آرمه عمل می کند.

– نسبت به تعیین محل تارخنثی و معادله تعادل مربوطه و حدس اولیه ضخامت مناسب ورق اقدام می‌شود. نکته قابل ذکر اینکه بعلت شکل مقطع تمام ضخامت داخلی به طور کامل پر نشده که حجم آن در حدود 49درصد می‌باشد که این مساله در محاسبه فولاد و عرشه و وضعیت باربری آن تعیین کننده می‌باشد.

– پس از در نظر گرفتن میزان بتن روی عرشه وزن بتن سازه‌ای قابل محاسبه خواهد بود و برحسب اینکه عرشه از روی تکیه‌گاه بطور پیوسته عبور می‌کند و یا بالعکس در زمان گیرش اولیه بتن حداکثر تنشها و خیزها محاسبه می‌گردد (حداکثر تنش فشاری به fy0.6 و حداکثر تنش کششی به 0.2 fy و حداکثر خیز به L/180 محدود می‌گردد).

– در صورت مناسب بودن این موارد ضخامت در سعی اولیه مورد تایید بوده و در غیر اینصورت باید افزایش یافته و مجددا موارد فوق کنترل گردد.

– کنترل بار ناشی از وزن کارگران در زمان بتن‌ریزی ( اعمال بار 120کبلوگرم متمرکز در وسط دهانه) حتما مدنظر قرار خواهد گرفت).

– در مرحله بعد کنترل حداکثر فولاد مجاز مقطع (ρmax = 0.025) می‌باشد که در صورت نیاز ارتفاع بتن را افزایش می‌دهیم. سپس بارگذاری سقف و محاسبه عرشه بعد از گیرش بتن خواهد بود، یعنی پس از تعیین بار مرده و زنده سقف و استفاده از ترکیبات بارگذاری 1.7LL + 1.4DL و محاسبه ممان مقاوم مقطع بتونی، نسبت ممان مقاوم عرشه به ممان وارده با نسبتی بزرگتر از یک باشد. در نهایت کنترل خیز عرشه بعد از گیرش بتن شامل خیر ناشی از بارهای زنده بصورت کوتاه مدت خیز ناشی از بارهای مرده بعد از گیرش بتن در دراز مدت و مجموع آنها می باشد. لازم به ذکر است کنترل حداقل پوشش روی دال بتنی با توجه به مدت زمان آتش سوزی به میزان حداقل 90 دقیقه انجام می‌گردد.

روش میخ چاشنی:

در این روش ورق‌های فرم داده شده توسط برش‌گیرهای مخصوص که سایز آنها با توجه به طراحی انجام شده محاسبه و قابل انتخاب می‌گردد با میخ و چاشنی مخصوص به تیرهای اصلی و فرعی دوخته می‌شود. متاسفانه عدم توجه به برند انتخابی میخ و چاشنی (چینی و تایوان و …) توسط مجریان غیرفنی باعث عدم جوابگویی در آزمایش برش مورد نیاز می‌گردد. تمامی میخ و چاشنی مورد مصرف در گروه صنعتی و بازرگانی پایادک تماما دارای Certificate میباشد.

روش جوش القایی

در این سیستم ورق‌های فرم داده شده توسط برش‌گیرهای مخصوص که سایز آنها با توجه به طراحی انجام شده محاسبه و قابل انتخاب است، توسط دستگاه جوش القایی به تیرهای اصلی و فرعی مطابق استانداردهای جهانی AWS-D.1.1 متصل شده و هر یک از برش گیرهای متصل شده 10تن قابلیت تحمل برش را بدون تغییر فرم دارا می باشد که نمونه مورد آزمایش در سی دی همراه فولدر قابل ملاحظه می باشد.

رول فرمینگ:

گروه صنعتی‌بازرگانی پایادک با استفاده از تکنولوژی روز دنیا و استفاده از تجربیات 30 ساله متخصصین اقدام به ساخت دستگاه رول فرمینگ نموده که در حال حاضر با ارائه نورد متفاوت، بابت سقفهای متادک، آماده ارائه بهترین نورد از لحاظ کیفی و کمیتی به همکاران و کارفرمایان محترم می‌باشد.

نرم افزار

جهت مدل‌سازی و طراح سقف‌های کامپوزیت عرشه فولادی از نرم‌افزار ETABS و نرم‌افزار مخصوص طراحی این سقف که قابلیت مدل‌سازی سقف در حالت‌های مختلف و با در نظر گرفتن المان‌های متغیر این سقف (ضخامت و شکل ورق فولادی، با شمع‌بندی یا بدون شمع‌بندی، ضخامت دال‌بتنی، میلگرد، گل میخ و …) را دارا می‌باشد استفاده می‌شود.

  • حذف مراحل قالب‌بندی و شمع‌گذاری:

عرشه‌های فولادی بر نقش سازه‌ای خود، به عنوان قالب ماندگار نیز ایفای نقش و بار زنده هنگام ساخت و وزن بتن خیس را تحمل می‌نمایند. برش آسان و نصب سریع و ساده این عرشه‌ها، موجب افزایش سرعت و بازدهی در مرحله اجرای سازه می‌گردد.

  • کاهش مصرف فولاد بتن:

انتخاب بهینه عرشه، سبب کاهش ضخامت دال، تعداد تیرهای فرعی و میزان آرماتورهای دال شده و در نتیجه مقاطع تیرهای اصلی و ستونها سبکتر خواهند شد، که این موضوع موجب کاهش قابل توجه میزان فولاد و بتن مصرفی در سازه می‌گردد.

  • بهبود عملکرد سقف در هنگام زلزله:

در سقفهای متال دک (کامپوزیت عرشه فولادی)، یکپارچگی مناسبی بین اجزای سازه‌ای بر قرار می‌باشد، در تنیجه این سیستم از صلبیت کافی در مقابل نیروهای جانبی برخوردار است.

  • کاهش خسارات جانی و مالی در هنگام وقوع زلزله و آتش‌سوزی از سوانح رایج در هنگام وقوع زلزله سقوط اجزاء غیرسازه‌ای سقف، نظیر بلوکهای سفالی می‌باشد.

همچنین در سازه‌هایی که از بلوک یونولیتی استفاده می‌شود، در هنگام آتش سوزی گازهای خطرناکی مساعد می‌شود، که تلفات جانی در پی خواهد داشت.

  • ایجاد سکوی کار مناسب و ایمن در زمان اجرا

عرشه‌های فولادی ، با ایجاد یک سکوی کار دائمی ، ایمنی را در زمان اجرا ارتقاء می‌بخشند.

  • پیوستگی و یکدست بودن سطح زیرین سقف

سیستم سقف MCD، دارای سطح زیرین یکدست و یکنواخت می‌باشد. در کاربری‌هایی نظیر پارکینگ، می‌توان این سقف‌ها را بدون هیچ‌گونه پوشش زیرین (سقف کاذب) به کار برد، چراکه با توجه به صیقلی بودن عرشه‌ها ، نور در برخورد با آنها بازتاب بیشتری داشته و از این طریق با مصرف انرژی کمتری می توان روشنایی را تامین نمود.

  • کاهش هزینه های کلی

به طور کلی، استفاده از روش‌های صنعتی‌سازی از جمله سیستم MCD، باعث کاهش زمان اجرا، پرت مصالح، هزینه های جاری و در نتیجه کاهش کلی هزینه‌های پروژه می‌گردد.

  • وزن کم و قابلیت حمل آسان

عرشه‌ها سبک و دارای صلبیت بالا می‌باشند که این خصوصیات موجب سهولت در حمل و نقل آنها می‌گردد.

  • نصب ساده و سریع

معمولاً نصب عرشه‌ها به سادگی و بدون نیاز به تجهیزات خاصی انجام می‌پذیرد.

طراحی سقف های MCD

طراحی این سقف‌ها در دو مرحله ذیل انجام می‌گیرد:

حین ساخت

در این مرحله، مقطع و ضخامت عرشه باید به گونه‌ای انتخاب گردند که عرشه توانایی تحمل بارهای هنگام ساخت شامل وزن بتم خیس، تجهیزات و نیروی انسانی را داشته باشد.

بهره برداری

برجستگی‌های تعبیه شده بر روی عرشه، موجب ایجاد پیوستگی بیشتر با بتن و عملکرد آن به عنوان فولاد کششی می‌گردد. در این مرحله، بایستی کنترلهای لازم از جمله کفایت مقطع در برابر بارهای وارده، کشش، فشار، تغییر شکل، ارتعاش و … انجام گیرند.

  • طراحی تیرهای فرعی در سیستم MCD

فاصله بین تیرهای فرعی در این سیستم، تابعی از مقطع عرشه، ضخامت بتن، بارهای وارده و … می‌باشد. طراحی تیرهای فرعی نیز نظیر مقطع سقف، در دو مرحله حین ساخت و بهره‌برداری صورت می‌گیرد. کنترل تغییر شکل و ارتعاش تیرهای فرعی نیز الزامی است.

  • طراحی گلمیخ

محاسبه ارتفاع، قطر، تعداد و فواصل بین گلمیخ‌ها بایستی مطابق با آیین‌نامه‌های معتبر انجام گیرد. در سازه‌های فولادی، می‌توان تیرهای فرعی و یا تیرهای اصلی با اتصال مفصلی را به صورت کامپوزیت طراحی نمود. در این صورت بایستی شرایط عملکرد کامپوزیت را فراهم نمود. یکی از مواردی که بایستی به آن توجه داشت، اطمینان از صحت آرایش و تعداد گلمیخ‌ها می‌باشد. گروه صنعتی‌بازرگانی‌پایادک از گلمیخ‌های استاندارد استفاده می‌کند،که به وسیله دستگاه جوش گلمیخ Stud Welding Machine برروی بال‌فوقانی تیر ذوب می‌شوند. قطر این گلمیخ‌ها بایستی از 20میلیمتر کمتر و حداقل ارتفاع آنها نیز، 4 سانتیمتربیشتر از عمق عرشه باشد.

  • میلگرد حرارتی

مطابق آیین‌نامه‌های معتبر، برای جلوگیری از ترک‌خوردگی بین بایستی از شبکه میلگرد حرارتی استفاده نمود. نوع و فاصله میلگردهای این شبکه از سطح فوقانی دال، به ضخامت دال بستگی دارد.

  • میلگرد حریق

مقاطع S.AP و C.AP به میزان 30دقیقه در برابر آتش مقاوم می‌باشند. جهت افزایش این بازه زمانی، بایستی از میلگردهای تقویتی استفاده نمود.

مقطع B.AP مدت زمان بیشتری در برابر آتش مقاوم بوده که میزان آن با توجه به ضخامت دال بتنی‌تعیین می‌گردد.

ضخامت دال و میلگردهای تقویتی آتش، بر اساس مدت زمان مورد نیاز برای مقاومت در برابر آتش محاسبه می‌گردند.

برای افزایش مقاومت در برابر آتش به میزان بیشتر از 2ساعت، معمولاً از پوشش‌های محافظ، زیرین عرشه پاشیده می‌شود، استفاده می‌گردد.

Show Buttons
Hide Buttons